آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

11:54 صبح چهارشنبه، 24 تیر 1388

تقدیم به همه عزیزان دربند به ویژه عبدلله رمضان زاده، محمد توسلی، سعید حجاریان و شاگرد سابقم سعید نورمحمدی

نگاهی به کارکردهای جامعه شناختی انتخابات 22خرداد 1388

احسان هوشمند

آنچه که قابل کتمان نیست همانا شکل‌گیری امید در میان مردم ایران برای دستیابی به مطالباتی است که بیش از یک سده است در کشور زاده شده و هر روز برناتر و در عین حال فراگیرتر شده است.این امید به همراه تئوریزه شدن مطالبات، شفاف شدن اعتراضات و شکل گیری رهبری جمعی برای این پدیده به همراه عمومیت یافتن آن می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری جنبش اجتماعی نوینی در میان ایرانیان باشد؛ جنبشی برای پاسداشت حقوق ملت در برابر سلطه و انقیادپذیری!


الف- بعد از گذشت حدود یک ماه از انتخابات ریاست‌جمهوری هر روز ابعاد تازه‌ای ازنتایج و کارکرد‌های این پدیده‌ مهم سیاسی و اجتماعی خود را می‌نمایاند.در تحلیل جامعه‌شناختی، هر پدیده اجتماعی می‌تواند دارای کارکردهای(Functions) متعددی باشد. در این رهیافت تئوریک یک پدیده می‌تواند دارای کارکردهای آشکاری باشد.به عنوان نمونه یکی از کارکردهای آشکار پدیده‌ای به نام«دانشگاه» تربیت دانشجو و متخصص مورد نیاز جامعه است.اما این پدیده اجتماعی می‌تواند کارکرد پنهانی هم داشته باشد. دانشگاه به جز تربیت دانشجو دارای کارکردهای دیگری هم هست. یکی از این کارکردها، فعالیت سیاسی گروهی ازجوانانی است  که در دانشگاه پذیرفته می‌شوند.دانشگاه برای فعالیت سیاسی جوانان تاسیس نشده و حتی ممکن است در جهت عکس آن تاسیس شده باشد اما یکی از کارکردهای دانشگاه در بسیاری از جوامع و از جمله در کشور ما گسترش فعالیت سیاسی دانشجویان و رودرو قرار گرفتن با نظام‌های مسلط است.از منظری دیگر می‌توان کارکردهای هر پدیده اجتماعی را به کارکردهای اندیشیده شده و اندیشیده نشده تقسیم‌بندی کرد.در هنگام بروز فجایع طبیعی هم چون زلزله یکی از کارکردهای اندیشیده شده استفاده از کمک‌های مردمی و بین المللی برای یاری اسیب‌دیدگان  است.اما گاه در هنگام بروز زلزله گروهی با استفاده از فرصت و هرج و مرج ناشی از بحران به غارت بقایای اموال اسیب‌دیدگان و یا سرقت کمک‌های ارسالی می‌پردازند.

ب-انتخابات 22 خرداد ماه به نوعی تحت تاثیر استمرار سلسله رویدادها و تحولاتی بود که جامعه ایران در سده اخیر و به ویژه در سال‌های پس از دوم خرداد 1376 با آن دست به گریبان بود.در یک سوی این تحولات گروهی عظیم ازمردم و نخبگان ایرانی قرار داشته که خواهان حاکمیت قانون بر آمده از آرای شهروندان آزاد،برابری شهروندان،عدالت، آزادی سیاسی، کاستن از قدرت نهادهای غیر پاسخگو و مقید کردن اختیارات آنها، مسئولیت پذیری قدرت در برابرمردم و پاسخگو کردن آن می‌باشند و در این میان تاکید به استقلال و فرهنگ وتمدن تاریخی ایران در کانون این گفتمان قرار دارد. در سوی دیگر جریان‌ها و نهادهایی قدرتمند قرار دارند که در عمل مخالف آزادی‌های مدنی و قانونی، همچون آزادی اجتماعات و راه‌پیمایی، جریان آزاد گردش اطلاعات، درجه بندی شهروندان به خودی و غیر خودی، حذف رقیب به هر شیوه و به هر وسیله ممکن و در بند نمودن منتقدین و مخالفین بدون کمترین مستندات حقوقی و قانونی هستند.


شرایط جدید همانگونه که  تاکید شد خود معلول انباشت تجاربی است که در صد سال اخیر اندوخته شده است. اولین خیزش مردمی در برابر هژمونی مسلط در ایران معاصر در حدود یک سده قبل و در جریان مشروطه طلبی ایرانیان ظاهر شد و باجنبش ملی شدن نفت، انقلاب سال 57، که منجر به فروپاشی سلطنت مطلقه گردید،و اصلاحات پس ازدوم خرداد 1376مرحله تازه‌ای از این فرایند در ایران اغاز و تاکنون استمرار یافته است. جریان‌ها و گروه‌های گوناگونی با ایدئولوژی‌ها و رویکردهای متنوع در این سده  ظاهر و هر یک بر بخشی  از این  آرمان‌ها  پای فشرده و گاه حتی در برابر بخش دیگری از آن مقاومت و یا مخالفت نمودند. اما در تحولات دهه اخیر به تدریج وفاقی پیرامون این آرمان‌ها شکل گرفت و صف‌بندی تازه‌ای در درون کشور پیرامون این آرمان‌ها و مطالبات شکل گرفت.آخرین و تازه ترین مرحله از مسیر اصلاح‌طلبانه مردم ایران از زمستان 1387 کلید خورد و در انتخابات 22 خرداد و رویدادهای پس از آن عمومیت بیشتری یافت.


کارکردها و نتایج انتخابات اخیر از ابعاد و جهات گوناگونی حایز اهمیت است که برخی از آن‌ها در این مجال امکان طرح دارند و در خصوص برخی دیگر از این کارکردها باید صبر پیشه کرد و منتظر تحولات آتی بود و البته برخی از این کارکردها نیزعلی‌رغم اهمیت وافر در تحلیل قضایای اخیر، در فضای حداقلی رسانه‌ای موجود غیر قابل نشر! می باشد.متذکر می‌شوم بررسی تحولات سیاسی و کارکردهای انتخابات اخیر نیازمند توجه به رویدادهای گوناگونی است که پیش از انتخابات به تدریج رخ داد و مجموعه این تحولات موجب  شکل گیری پدیده هایی شد که در شرایط اخیر ایران در نوع خود کم سابقه می‌باشد.ابتدا برای شروع بحث به برخی تحولات ساختاری جامعه ایران امروز اشاره وار پرداخته و سپس به ارایه بحث پرداخته می‌شود.


ایران امروز ساختار سنی جوانی دارد به سخن دیگر از لحاظ ویژگی‌های جمعیت شناختی جزء جوان‌ترین کشورهای جهان قلمداد می‌شود. سطح آموزش عمومی و آموزش عالی به شدت تغییر کرده و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی و دانشجویان کشور از مرز 10 درصد جمعیت کشور گذشته است. در این میان سهم زنان و دختران دانش‌آموخته دانشگاهی به شدت افزایش پیدا کرده و به حدود 40 درصد فارغ‌اتحصیلان و دانشجویان رسیده است. دسترسی مردم ایران به وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو،تلویزیون،گیرنده‌های ماهواره‌ای و شبکه جهانی اینترنت به نحو محسوسی رشد کرده و در مواردی شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای جانشین اطلاع‌رسانی شبکه‌های داخلی گردیده‌اند! این تحولات اجتماعی خود موجب تغییر نگرش و شکل‌گیری مطالبات عمومی نوینی در ایران معاصر شده است. زندگی متنوع‌تر، دسترسی به وسایل تفریحی و رفاهی بیشتر،آرامش،امنیت فردی و اجتماعی و سیاسی، اشتیاق به سفرهای داخلی و خارجی، تقاضای دسترسی به کالاهای فرهنگی نو و خلاصه تغییر نسبی سبک زندگی و...از جمله خواسته‌های معمولی و انتظارات هر جوان ایرانی از زندگی است. در کنار این تحولات افزایش جمعیت جوانان بیکار و جویای کار، تورم لگام گسیخته، محدودیت‌های فزاینده فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، گسترش آسیب‌های اجتماعی، برخوردهای پلیسی در عرصه فرهنگ و هنر وسیاست، پاسخگو نبودن نهادها و شخصیت‌های حاکم، نقدناپذیری بخش‌های مهمی از حاکمیت واقعیت‌هایی است که مردم و جوانان ایرانی به صورت معمول وروزمره با آن دست به گریبان هستند. طبیعی است این وضعیت نشانگر شکاف گسترده و عمیقی میان خواسته‌ها،آرزوها،مطالبات و نیازهای جامعه ایرانی با واقعیات روزمره زندگی است و زمینه‌ساز گسترش نارضایتی،اعتراض و رودرویی بخش مهمی از جامعه ایران با وضعیت موجود، نظم حاکم و شرایط موجود گشته است این وضعیت حتی در خصوص آن گروه از مردمی صادق است که علی‌رغم باورهای عمیق دینی بین وضع موجود و اعتقاداتشان فاصله می‌بینند. گسترش قشری‌گری مذهبی، دروغ و ریاکاری، تبعیض و ستم، رودرروی شعارهای انقلاب و از آن مهم‌تر اعتقادات دینی این دست از مردم قرار دارد.برای این گروه از مردم ایران وضعیت موجود کمتر نشانی از جامعه‌ای دینی که در آن ارزش‌های مذهبی حاکم باشد، در خود دارد!


در چنین شرایطی شکاف تاریخی دولت-ملت به نحو چشمگیری عمیق شده و نارضایتی از عملکرد حکومت به عنوان اداره کننده جامعه ومسئول بخش عمده‌ای از این نابسامانی‌های اقتصادی،فرهنگی، اجتماعی  وسیاسی فراگیر می‌شود. نقش گروه‌های مرجع را در گسترش این فرایند باید به صورت مستقلی مورد بررسی قرار داد اما در هر حال مسلم است که در میان این گروه‌های مرجع احزاب سیاسی، دانشگاهیان و دانشجویان، روشنفکران و شخصیت های ناراضی مستقل،گروهی از روحانیون،هنرمندان ،شعرا، روزنامه نگاران  در کنار فعالان اقتصادی و کار آفرینان نقش مهمی در آگاهی بخشی اجتماعی ایفا کرده‌اند.
 
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در چنین شرایطی  موجب صف‌آرایی جدی میان ناراضیان و حافظان وضع موجود گردید.کارکردهای این وضعیت تازه چیست؟


    •    هیچ گاه توده مردم در دوره سی ساله حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان ناراضیان از عملکرد حاکمیت به صورت گسترده در خیابان‌ها حاضر نشده و به تظاهرات علنی نپرداخته بودند.میلیون‌ها ایرانی در روزهای پس از انتخابات با انجام راهپیمایی  به صراحت نارضایتی خود را به نتایج این انتخابات بیان داشتند.تا پیش از این تاریخ تنها با اعلام مقامات رسمی و حکومتی و در ایام خاصی چون سالگرد پیروزی انقلاب گروه‌هایی از مردم  به صورت رسمی در خیابان‌ها به تظاهرات می‌پرداختند.برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی میلیون‌ها ایرانی به خیابان‌ها آمده  آیا این حرکت می‌تواند شروعی برای انجام راهپیمایی‌های مشابه باشد؟یکی از مهم‌ترین کارکردهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر انجام این راهپیمایی‌های بی‌سابقه اعتراضی بود.الله اکبرهای شبانه در اقصی نقاط شهر  و برخی تجمعات شبانه هم در این راستا قابل ارزیابی است.


    •    رفتارهای مدنی در هنگامه انجام راهپیمایی‌ها خود از دیگر پدیده‌هایی بود که در ایران تازگی داشت.راهپیمایی آرام همراه با آرامش و بردباری، حتی با وجود برخی تلاش‌های  لباس شخصی‌ها برای به خشونت کشاندن راهپیمایی، نشانی دیگر از نتایج و کارکردهای مثبت انتخابات 22 خرداد است که در تاریخ تجمعات میلیونی مردم ایران کم سابقه و شاید بی سابقه باشد.فراموش نکنیم در تجمعات اعتراضی مشابه در عین وارد آمدن خسارات سنگین به مراکز دولتی و جهت گیری احساسی و تند جمعیت تظاهر کننده و مقابله نهادهای نظامی و امنیتی تلفات انسانی سنگینی بر جای می‌ماند.نمونه این رخ دادها را می توان در اعتراض‌ها و راهپیمایی‌های قبل از انقلاب، مانند 17 شهریور 1357، نشان داد. نیروهای انتظامی در این راهپیمایی‌ها(تا پیش ازروز شنبه 30 خرداد) با رویکردی قانونمند و مدنی  نقش مثبتی ایفا کردند.


    •    مناظره‌های مستقیم و بدون سانسور  کاندیداهای ریاست جمهوری پخش شده از تلویزیون دولتی پیش از انتخابات موجب شکل‌گیری انتظارات تازه‌ای از رادیو و تلویزیون دولتی گردید. چه شد که پس از سال‌ها برای نخستین بار تلویزیون دولتی این امکان را برای اینگونه برنامه‌ها فراهم کرد؟ آیا پخش این دست از مناظره‌های بدون سانسور حق همیشگی مردم ایران نیست؟چرا تلویزیون دولتی  در روز های پس از رای گیری هم این اجازه را به فعالان سیاسی و نامزدهای ریاست جمهوری نداد تا نظرات و دیدگاه‌های خود را به اطلاع مردم برسانند؟ چرا تنها به صورت یک طرفه به پخش دیدگاه‌های جهت دارانه و حامی دولت مستقر پرداخت؟ یکی از کارکردهای این تناقض آن هم برای مردمی که در گوشه گوشه کشور مشتاق دریافت اخبار و تحلیل رویدادهای پس از انتخابات بودند تغییر جهت مردم برای دریافت اطلاعات  بود.رسانه‌های رقیب تلویزیون دولتی همچون بی بی سی و صدای امریکا و شبکه‌های مجازی به یکباره منبع اطلاع رسانی میلیون‌ها ایرانی شد که دیگر رادیو و تلویزیون دولتی نمی‌توانست آنها را اقناع کند؟ استفاده از پارازیت هم این عطش را دو چندان می‌کرد! گویی کسانی از داخل نگران دسترسی مردم به اطلاعات مورد نیاز شان بود؟همه این تحولات ضمن مشروعیت زدایی از منابع داخلی اطلاع رسانی موجب شکل گیری فرایند ها و شیوه های تازه ای در گردش اطلاعات گردید! ارایه هزاران تصویر و فیلم از حوادث پس از انتخابات در فضای مجازی و اینترنتی  و استفاده شبکه‌های ماهواره‌ای از این تصاویر شکل تازه‌ای از این رویکرد بود!


    •    حوادث پس از انتخابات موجب قطبی شدن فضای کشور شد.گروهی حافظ و حامی دولت حاکم و گروهی مخالف با آن در میان مخالفان به ویژه آنان که در تظاهرات شرکت کرده بودند و یا به طریقی اعتراض خود را به نمایش گذارده بودند، صف بندی دیگری قابل ردیابی نبود.تهرانی و شهرستانی،اصفهانی و زنجانی،مرد و زن،شیعه و سنی،مسلمان و غیر مسلمان،روحانی معمم و مکلا، ترک یا بلوچ،مسن و جوان،دانشجو و عامی و ...  در یک راه و یک هدف همراه شده بودند.امری که تا این تاریخ کمتر سابقه ای از آن وجود داشت. گروه مخالف تنها از طریق برخی فرصت‌های محدود به بیان آشکار اعتراض و مخالفت خود همت می‌گماشت. در میان معترضان ارزش‌های ملی ،میهنی و ایرانی به همراه نمادها و ارزش‌های دینی برجستگی خاصی یافته بود. اما گروه حاکم با استفاده از فرصت‌های حاکمیتی و با حاشیه امن و حتی با ایجاد محدودیت برای معترضان به بیان  و ارایه خواسته های خود می‌پرداخت!استفاده از رسانه‌های دولتی! در تریبون‌های عمومی!و ... شاهدی بر این مدعاست.
    •    دردوران تبلیغات انتخاباتی و نیزدر جریان اعتراض‌های پس ازاعلام نتایج انتخابات،  همراهی گروه زیادی از خانوداه جانباختگان و شهدا دوران جنگ با موج سبز چشم‌گیر بود.همراهی همسران و فرزندان خانواده‌های همت، باکری، بهشتی،رجایی و خیل عظیمی از دیگر خانواده‌هایی که در این مسیر همراه موج سبز شدند کارکرد مهمی داشت.در دوران اصلاحات همواره اصلاح طلبان به مخالفت با خانواده شهدا متهم می‌شدند!و از این مسیر تضییقاتی علیه آنان اعمال می‌شد.در جریان رویدادهای اخیر نام شهیدان راه استقلال ایران همچون همت و یا برادران باکری در کنار شهدای راه آزادی کشور که در سده اخیر به شهادت رسیدند زینت‌بخش محافل بود.در تعاریف رسمی تاکنون شهداء استقلال کشور مصادره به مطلوب شده و در صف ویژه و معناداری دسته بندی می‌شدند.اما رویدادهای اخیر بطلان این ادعا را علنی کرد! شهدا استقلال در کنار شهدای آزادی الهام بخش مردم معترضی شدند که خواهان عدالت و آزادی بودند!


    •    شکل‌گیری اجماع اولیه میان سلیقه‌ها و جریان‌های معترض به نتایج انتخابات و همزمان با آن امیدواری مردم به ثبات قدم رهبران این اعتراض به ویژه مهندس میرحسین موسوی زمینه‌ساز نوعی سازمان‌دهی غیر رسمی وخود به خودی معترضان گردید.اگر چه کسی برای سازمان‌دهی مردم معترض فعالیت چشمگیری نکرد و فضای رسمی حتی از دادن مجوز راهپیمایی به معترضان خوداری کرد اما به شکل بی سابقه ای معترضان بارها توانستند در خیابان ها حاضر شده و اعتراض خود را بیان کنند.حضور آقایان میر حسین موسوی و کروبی در برخی از این اعتراض ها هم بر استمرار این وضعیت تأثیر غیر قابل انکاری داشت. شکل گیری شیوه های اطلاع رسانی خود جوش؛با توجه به خاموشی اس ام اس و محدودیت اینترنت و از کار افتادن مقطعی تلفن‌های همراه و اطلاع رسانی یک طرفه رادیو و تلویزیون رسمی و اثربخشی این اطلاع رسانی خودجوش دیگر پدیده‌ای بود که در رویدادهای پس از انتخابات خودنمایی می‌کرد!لازم به ذکر است که با توجه به دستگیری گسترده بسیاری از فعالان سیاسی کشور از همان روز نخست پس از انتخابات دیگر جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نگذاشت که در این اعتراض‌ها مهم‌ترین نقش بر عهده جوانانی بود که بی‌آنکه عضو حزب خاص و یا جریان شناخته شده‌ای باشند با شیوه‌ای مدنی به میداندار بودند.مبتکرانه شعار ساختند.مسیر راهپیمایی معین کردند و اگر لازم بود(همچون  سه شنبه 26  خرداد که احمدی نژاد و هوادارانش در میدان ولی عصر، یعنی همان جایی که قرار بود معترضان راه پیمایی کنند،تجمع برگزار کردند)مسیر راه پیمایی را تغییر دادند!


    •    قرار گرفتن نام های متنوع از شخصیت های سیاسی،فرهنگی و هنری،دینی،اقتصادی و ورزشی در کنار هم و در اعتراض به روند های جاری بسی قابل تأمل است.این اسامی هیچگاه تا این روز ها در کنار هم چیده نشده و این خود یکی از کارکردهای انتخابات و اعلام نتایج ان بود که موجب این همبستگی گردید.دیگر این بار  تنهاعزت الله سحابی و ابراهیم یزدی نبودند که دراعتراض بیانیه صادر می کردند.میر حسین موسوی و خاتمی و کروبی نبودند که منحصرا اعتراض می کردند!ملی –مذهبی ها یا مشارکت یا مجاهدین انقلاب و اعتمادملی  و امثال انان نیستند که به تنهایی در تحلیل حوادث به انتشار دیدگاه های خود می پردازند.امروز همه اینها هستند با روحانیونی چون اقایان منتظری، طاهری، اردبیلی  صانعی ،جوادی آملی وهمچنین هنرمندانی چون شجریان و ناظری و کیارستمی و مخملباف و ورزشکارانی چون علی کریمی و مهدوی کیا و روشنفکرانی چون دولت آبادی و سروش و شعرا و ادیبان و تاریخ نویسان و حقوق دانان وخلاصه گروهی عظیم از صاحب نام ترین ایرانیان در عرصه های مختلف.این وضعیت حتی موجب شد تا ایرانیانی که سال ها با وطن و سرزمین شان خداحافظی کرده بودند دراین مصاف ملی و میهنی هم آوا شوند!


    •    بی توجهی به اعتراض‌های مردمی، برخورد خشن و گاه منجر به خون‌ریزی با مردم معترض به ویژه پس از روز 30 خرداد، جانبداری آشکار تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان از نامزدی خاص در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری،ورود برخی نهاد های نظامی به عرصه سیاست،دستگیری افراد ناتوان و مریض احوال همچون دکتر حجاریان با آن وضعیت ویژه، یا دستگیری خبرنگار باردار! و سپس بازداشت همسرش! دستگیری همراه با اعمال خشونت عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی، دستگیری وکلای دادگستری ،حمله به کوی دانشگاه تهران!حمله به مجتمع مسکونی سبحان و یا سعادت آباد وایراد اتهامات خلاف عقل  و شرع به مخالفان ومواردی از این دست موجب شکل گیری و تعمیق نگرشی در میان مردم گردید که گویا می توان به هر قیمت و به هر شیوه ای برای حفظ قدرت سیاسی تلاش کرد!این تلقی که حکومت‌گری و شهریاری در ایران حتی قایل به حفظ قوانین  موجود حاکمیت نیست و آداب شهریاری در وضعیت موجود عدم التزام  به قوانین رسمی و حتی عدم التزام به قواعد شرعی است می تواند کارکرد های بیشماری داشته باشد که  بررسی آن خود نیازمند مجالی مستقل است!در میان مردم و به ویژه معترضین این باور فراگیر شده است که گروهی می‌خواهند به هر قیمت و با هر روشی و به هر هزینه‌ای در اریکه قدرت باقی بمانند!


    •    چند رویداد را مرور کنیم.کشته شدن ندا آقا سلطان و تعدادی دیگر از شهروندان کشور(بنا بر آمار رسمی بیست نفر و بنا بر آمار های غیر رسمی بیش از این تعداد)،کشته شدن مروه شروین در آلمان، کشتار مسلمانان ایغور چین و مسائل روزمره فلسطین ولبنان. تلقی شهروندان فهیم و آگاه و مردم همیشه در صحنه ایران از این رویدادها و نوع انعکاس آن در دنیا و در رسانه‌های دولتی و به ویژه رادیو و تلویزیون دولتی چیست؟ از سویی ندا آقا سلطان و بیست نفر دیگر در جریان اعتراض‌های اخیر کشته می شوند!کسی نمی‌داند این بیست نفر در چه زمانی کشته شدند؟این بیست تن که در امارهای رسمی اعلام شده چه کسانی هستند؟چه تعداد مرد و چه تعداد زن؟چه تعداد جوان ؟نوجوان؟یا میان سال؟زخمی ها چند تن بوده‌اند؟چه کسانی موجب کشته شدن این بیست تن شده اند؟ عاملان  کشته شدن هر یک از این بیست قربانی چه کسانی هستند؟ آمران احتمالی چه کسی یا کسانی هستند؟ هر یک از این بیست قربانی در کجا و چه محلی و یا چه ساعاتی کشته شده‌اند؟چرا برای این بیست قربانی مراسمی رسمی برگزار نمی‌شود؟چرا اجازه سوگواری داده نمی‌شود؟ چرا در برنامه‌های تلویزیون دولتی برای تک تک این قربانیان و یا همگی انان میزگرد و گزارش و خبر ومصاحبه تلویزیونی با این همه شبکه ،برگزار نمی‌شود؟چرا با خانواده و پدر، مادر، برادر و خواهر و همسر و فرزندان این مقتولان گفتگویی صورت نمی‌گیرد؟

همزمان زنی مسلمان مصری تبار در آلمان مظلومانه کشته می‌شود.اخبار مربوط به کشته شدن او در صدر برنامه قرار می‌گیرد! خون این مظلومه مصری دستاویزی می‌شود برای مصاحبه و گزارش و گفتگو و حتی راهپیمایی! به ویژه که اعتراض‌های مردمی در کشورهای اروپایی به این رویداد در تلویزیون داخلی نمایش داده می‌شود! نظر معترضان اروپایی هم پخش می‌شود! اما خون مظلومان ایرانی در رسانه‌های دولتی نمود و نمادی ندارد؟ نتیجه چنین رویکردی در جامعه پرسشگر امروز ایران چیست؟
از سوی دیگر در کنار تاکید دایمی مقامات به دفاع از مظلومان و مسلمانان جهان و به این بهانه دایما به مسائل فلسطین مقهور از ستم اسراییل پرداختن و در خصوص مسائل لبنان هوشیار بودن اما از کشتار وحشیانه ی مسلمانان ایغور چین  به سادگی گذشتن چه اثر جامعه شناختی در برداشت ها ونگرش‌های مردم ایران بر جای خواهد گذاشت؟ آیا تفسیرایدئولوژیک حاکمیتی است که مظلومیت ضرورت توجه یا بی توجهی را تفسیر می‌کند؟

  10-تا انتخابات اخیر لبه تیز گروه مسلط متوجه روشنفکران دگراندیش و دانشجویان بود!پس از انتخابات مردم کوچه وخیابان دراعتراضات میدان دار بودند و البته تلفات وارده هم متوجه این مردم عادی پیامد چنین تحولی چیست؟

11-گروه زیادی از روحانیون طراز اول کشور در برابر حوادث جاری با سخن، بیانیه، فتوا، حکم وگاه سکوت خود موضع‌گیری کرده و خط خود را از جریان حاکم جدا نموده‌اند!ایا این شرایط تازه پیامدهای خاصی ندارد؟ کارکردهای این تحول تازه چیست؟ ورود گروه زیادی از روحانیون به این ماجرا تا کجا پیش خواهد رفت؟

12-انعکاس گسترده حوادث اخیر ایران در سانه‌های بین المللی برای نظم مستقر هزینه‌هایی دارد.از سویی در میان آزادی‌خواهان و مردم مورد ستم و استبداد‌زده چهره تازه ای از ایران،حاکمیت و مردم ایران ترسیم می‌کند.از سوی دیگر اعتبار دولت را در چانه‌زنی‌های سیاسی با خدشه روبرو می‌سازد؟...

13 یکی از مهم‌ترین کارکردها و نتایج شگفت‌انگیز انتخابات اخیر را می‌توان در شکل‌گیری مطالبات و خواسته‌های روشن‌تر مردم و فعالان اجتماعی کشور در خصوص تلاش برای دست یابی به حق اجتماعات ،اعتصاب ،آزادی رسانه‌های جمعی و شکل‌گیری تلویزیون و رادیوی خصوصی و مردمی ارزیابی کرد.این مطالبات در کنار تلاش برای شفاف کردن روند اجرایی و نظارتی انتخابات از ابتدای اعلام نامزدی و ثبت نام تا استفاده از امکانات دولتی و بیت المال در جهت رای آوری و فرایند رای‌گیری و شمارش ارا و چگونگی پیگیری تخلفات از دیگر مباحثی است که جایگاه نوینی در فرهنگ سیاسی ایرانیان به دست آورده است.

سخن گفتن از پیامدهای جامعه شناختی انتخابات ریاست جمهوری 22 خردادماه ۱۳۸۸ ،در حالی که ابعاد بی‌شماری از این رویداد درحاشیه تحولات سریع یک ماهه از نظرها دور مانده و بخشی از ناگفته مجوز طرح نیافته، نیازمند گذر زمان و دسترسی به داده‌ها و اطلاعات متقن‌تری است تا از ان رهگذر بتوان به بخش پیدا و ناپیدا این روی داد تاریخی با اهمیت نور بیشتری افکند.اما آنچه که قابل کتمان نیست همانا شکل‌گیری امید در میان مردم ایران برای دستیابی به مطالباتی است که بیش از یک سده است در کشور زاده شده و هر روز برنا تر و در عین حال فراگیر تر شده است.این امید به همراه تئوریزه شدن مطالبات ،شفاف شدن اعتراضات و شکل گیری رهبری جمعی برای این پدیده به همراه عمومیت یافتن آن می‌تواند زمینه شکل‌گیری جنبش اجتماعی نوینی در میان ایرانیان باشد جنبشی برای پاسداشت حقوق ملت در برابر سلطه و انقیادپذیری!

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه